بررسی تجربه‌ زیسته زنان روسپی (کارگرجنسی) در اصفهان و یزد

بدست Nafiseh

بنا را بر این گذاشته بودم که در خلاصه کردن مقالات علمی-پژوهشی از «شهر تهران» خارج نشوم ولی وسوسه‌های زیادی باعث می‌شوند که از قراری که با خودم گذاشتم بگذرم و مقالات دیگری را هم خلاصه کنم و شما را دعوت کنم که نگاهی به آنها بیاندازید. یکی از این مقاله‌ها، مقاله‌ای است در مورد سبک‌زندگی کارگران جنسی (روسپیان) در شهرهای اصفهان و یزد. این مقاله را اتفاقی زمانی که به دنبال محتوای کاملا متفاوتی می‌گشتم پیدا کردم و چون برایم جالب بود، یک نفس تا آخر خواندم.

از نظر جامعه‌شناسی تا جایی که من متوجه می‌شوم ایراداتی به این مقاله وارد است، مثلا استفاده کردن از صفاتی مثل «ناپسند» یا علامت تعجب‌های زیاد یا متنی در مدح خانواده و حفاظت از ناموس، نگارش مقاله نیز ایراداتی دارد که از آن بگذریم.

اما نویسندگان این مقاله تلاش کرده‌اند تا با بررسی زندگی یازده زن روسپی (کارگر جنسی) با روش پدیدارشناسی، تجربه زیسته این زنان را مورد مطالعه قرار دهند. از این یازده زن که در زمان مصاحبه میانگین سنی آنها (۳۰) کوچکترین فرد آنها (۲۱) و بزرگترین آنها (۴۵) سال است، هیچ‌کدام تحصیلات دانشگاهی ندارند، دو نفر مجرد، دو نفر متاهل و مابقی مطلقه هستند.

icrse_report_cover

هیچ‌چیزی در مورد ما بدون ما (نمی‌تواند گفته شود)* شعار جنبش‌های حقوق کارگران جنسی

در مورد فروش خدمات جنسی به یاد داشتن نکات زیر به نظرم مهم هستند:

اول:  خرید و فروش خدمات جنسی یکی از داد و ستدهای رایج اجتماعی از زمان‌های بسیار دور بوده است، در برخی جوامع حتی حالت مناسک مذهبی داشته مثل هند، مصر، یونان، ژاپن و ایران. با استقرار نظام شهری، خرید و فروش خدمات جنسی در بافت شهری متمرکز شد، در قرن پانزدهم برخورد با زنان کارگرجنسی شدت گرفت و سیاستی اتخاذ شد که این زنان باید پوششی متفاوت با دیگران داشته باشند که قابل شناسایی باشند مثلا تراشیدن موی سر یا قرمز کردن موها. از اواخر قرن نوزدهم مسئله بهداشت و سلامت و حتی حقوق کارگران جنسی مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت و تا امروز موضوع بحث حقوق‌دانان و جامعه‌شناسان باقی ماند.

دوم: آیا خرید و فروش خدمات جنسی جرم است؟ امروز این بازار که شامل خرید و فروش غیرقانونی انسان‌ها نیز می‌شود، بازاری بزرگ است و پول زیادی در آن رد و بدل می‌شود، در واقع کارگران جنسی شاید مانند دیگران کارگران بهره چندانی از این بازار ندارند، اما از اساس آیا اگر من به واسطه بدن خود خدماتی را به کسی بدهم و پولی بابت آن بگیرم جرمی مرتکب شده‌ام؟ آیا فروش خدمات جنسی آنطور که برخی معتقدند «تن فروشی» است؟ آیا اساسا شخص می‌تواند «تن» خود را بفروشد؟ خریدار مجرم است یا فروشنده؟ در کشورهای مختلف قوانین مختلفی برای خریدار و فروشنده وجود دارد، در برخی کشورها خریدار مجرم است و در برخی دیگر فروشنده و در برخی هیچ‌کدام.

سوم: مسئله دیگر مسئله اخلاق و شان اجتماعی است. همین پرسش ساده که آیا پول گرفتن در برابر خرید و فروش خدمات جنسی کاری اخلاقی است یا خیر؟ داغ ننگی که به واسطه فروش خدمات جنسی بر زنان می‌خورد (ننگی که مشتریان مرد آنها تحمل نمی‌کنند). اخلاق در چه بستر اجتماعی- اقتصادی باید بررسی شود؟ کارگران جنسی و فروش خدمات جنسی در بیشتر جوامع بیشتر از آن‌که حساسیت عمومی را در حوزه‌های اقتصادی برانگیزد در حوزه‌های اخلاقی برمی‌انگیزد. سویه‌ کاملا مخالف شرف و ناموس که نقش پررنگی در جامعه به آنها داده می‌شود.

برگردیم به مقاله؛  این مقاله از این جهت برایم جالب بود که عموما در ذهن ما تصاویر کلیشه‌ای از تجربه زیسته و یا سبک زندگی زنان کارگر جنسی وجود دارد. این مقاله و مقالاتی از این دست به ما نشان می‌دهد که کلیشه‌ها درست هستند یا نه؟  جواب این است که در بسیاری موارد نیستند و در برخی موارد هستند. در هر صورت به جای حدس زدن و داستان بافتن بهتر است از خودشان بشنویم

در مورد سبک زندگی مقاله به نوع پوشش و نوع مصرف اشاره دارد. مصرف لوازم آرایش بسیار زیاد، حساسیت به بدن و به قول نویسندگان مقاله «مدیریت ظاهر» است. اما نکته جالب در همین مقاله اشاره به این موضوع است که پوشش این زنان در فضای عمومی از مانتوهای تنگ و چسبان و آرایش‌های بسیار تند تا حجاب چادر و مقنعه متفاوت بوده است.

در ساختار ارزشی و اعتقادی، برخی از این زنان معتقد به خدا و به جای آورنده مناسک مذهبی بودند و حتی برای موفقیت در شغل خود دعا می‌کردند! برخی دیگر به خدا معتقد بودند اما مناسک مذهبی را به جای نمی‌آوردند و برخی اعتقادی نداشتند. نکته‌ای که در مورد ارتباط با خانواده نیز صادق است، تعدادی ارتباط منظم و پایداری با خانواده داشتند و یا در مقابل آنها احساس مسئولیت می‌کردند و تعداد دیگری نه. تنها یکی از زنان این تحقیق در حضور همسر خود و در خانه مشتریان خود را می‌پذیرفت که همسرش متقابلا روابط جنسی خارج از ازدواج خود را به خانه می‌آورد.

آیا همه زن‌ها از اول بیکار بودند؟ خیر. اما معتقد بودند که آن شغل‌ها سنگین بوده و حقوق پایینی داشته، یکی از زنان این تحقیق در گذشته شغل‌هایی مانند کارمند حوزه علمیه و حراست دانشگاه را در کارنامه خود داشتند.

ویژگی خانوادگی این زنان در این مقاله در دو دسته بی‌توجهی و آزارجنسی در زمان کودکی دسته‌بندی شده است. برخی خانواده‌ها توجهی به معاشرت‌های دخترانشان نداشته‌اند و برخی دیگر نسبت به آزار جنسی دختران کوچک خود در خانه بی‌تفاوت بوده‌اند.

مسئله دیگری که در یافته‌های این پژوهش به آن اشاره شده است، مسئله «داغ ننگ» است، مسئله‌ای که باعث طرد اجتماعی شده و این زنان را به معاشرت با همکاران خود و یا همان‌طور که قبلا نوشتم به اجتماعات خاص سوق می‌دهد.

پیشنهاد می‌کنم مقاله را بخوانید، غیر از اشکالاتی که ابتدای نوشته گفتم، نگاهی به تجربه زیسته زنان کارگر جنسی انداختن و دقیق شدن در آن به جای از دور باورهای اجتماعی نسنجیده و بررسی نشده را تکرار کردن امکان بیشتری برای بحث می‌دهد.

برای من بحث خرید و فروش خدمات جنسی، بحث پیچیده و مبهمی است. نظریات مختلفی حتی از سوی جریان‌های فمینیستی دانشگاهی در مورد این موضوع وجود دارد که هرکدام نکات مثبت و منفی خود را دارند و در جامعه ما این بحث هنوز جای بسیار زیادی برای باز شدن دارد، از هیاهوی سیاسی و اخلاق روزمره که بگذریم پدیده‌ای است که باید در مورد آن اندیشید. مطمئنا که خرید و فروش انسان‌ها، کارتل‌های بزرگ فحشا، شکل سازمان‌دهی شده و استثمارگر این پدیده حسابشان از اخلاق فردی و اختیار افراد جداست.

مشخصات مقاله:

بررسی تجارب زیسته زنان روسپی (مطالعه موردی شهرهای اصفهان و یزد)

پدیدآورنده‌ها: ربانی خوراسگانی، علی؛ قانع عزآبادی، فرزانه

نشریه پژوهش‌های راهبردی امنیت و نظم اجتماعی: پاییز ۱۳۹۴، شماره ۱۰، صفحه ۴۹ تا ۶۸

 

Advertisements