تا ما دیگر نشویم، «شهردیگری» در کار نخواهد بود

بدست Nafiseh

حالا بیشتر از یک هفته از انتخابات ریاست شورای شهر می‌گذرد و تب انتخاب دست کم در حوزه‌های پیشاانتخاباتی خوابیده است.چند روزی است که به نوشتن این متن فکر می‌کنم، به‌ویژه بعد از اینکه چندجایی با دوستان دیگری نقدهایی که به نظرم می‌رسید را گفتم فکر کردم که بهتر و مفیدتر این است که نقدهایم را به جای گپ‌های دوستانه تبدیل به یک متن قابل رویت کنم

این نقد، نقدی همدلانه است چرا که علیرغم آنکه من نقشی در شکل‌گیری و حرکت این گروه نداشتم خودم را جزو حامیان بالقوه آن می‌دانم، یعنی جزو بدنه‌ای که فکر می‌کند تهران به نیرویی تشکل یافته و مستقل نیاز دارد تا از دوگانه ساختگی اصول‌گرا-اصلاح‌طلب رهایی پیدا کند و در نبود یک صدای سوم ناچار به انتخاب ناگزیر نباشد. صدای سومی که مستقل از منافع سیاسی و جناحی خود دغدغه «شهرتهران» را داشته باشد و هم‌زمان قادر به تعامل سیاسی با تهران و بازیگران کلیدی آن باشد. تلاش می‌کنم در این نوشته نقدهای خود را قالب چند محور کلی بنویسم

شهر دیگر

اول: شناسنامه حرکت

فضای سیاسی و اجتماعی ایران فضای شفافی نیست، مسائل امنیتی و روابط نه لزوما پیچیده ولی پیچ در پیچ فعالان سیاسی و اجتماعی باعث می‌شود به هر حرکت جدیدی حداقل در آغاز با شک و تردید نگاه شود.  من یک روز صبح از طریق اکانت توئيتر شخصی تعدادی از دوستان اسم «شهر دیگر» را شنیدم، در تمام این مدت تلاش کردم ناظر بیرونی باشم و از گرفتن و یا جستجو کردن اطلاعاتی که از طریق روابط شخصی می‌شد کسب کنی دور بمانم. اما تا همین امروز هم چیز زیادی دستگیرم نشده است، متن‌های سیاستی کلی که در سایت منتشر شده و شیوه تبلیغ و ترویج حرکت چیز زیادی درباره شناسنامه این حرکت که از کجا آغاز شده و «چه سیاستی» را با چه «ساز و کاری» دنبال خواهد کرد دست کم برای من روشن نمی‌کند

دوم: بازیگری چندگانه

بازیگران کلیدی در شهری مثل تهران می‌توانند در جایگاه‌های متفاوتی باشند، حزبی سیاسی، گروهی دانشگاهی، سازمانی غیردولتی با وظایفی متفاوت. بازیگری چندگانه غیرممکن نیست هرچند از نظر من گاهی تضاد منافع به دنبال خواهد داشت، آرمان‌گرایی یک گروه دانشگاهی یا یک دیده‌بان مستقل مدنی با نقش‌آفرینی یک حزب سیاسی در تناقض قرار خواهد گرفت شاید روی کاغذ نه ولی در عمل حتما این اتفاق خواهد افتاد. روایت آنچه بعد بر سر لیست و تعامل با دیگر گروه‌های سیاسی در قدرت دورادور دیده می‌شد، این تداخل می‌تواند یک گروه با آینده روشن را تبدیل به گروهی گیج یا سرخورده کند. دریافت دورادور اینطور القا می‌کند که این گروه بعد از لیست معوج امید ناگهان تصمیم به لیست دادن کرده است، شاید این برداشت غلط باشد اما شاهدی هم بر روایت دیگر نیست، تا پیش از آن دست‌کم من فکر می‌کردم تهران شاهد شکل گرفتن یک گروه دیده‌بانی مستقل است بی‌آنکه در پی سهم گرفتن از قدرت ساختاری مدیریت شهری باشد

سوم: شفافیت

بزرگترین اشکال به فضای سیاسی ایران غیرشفاف بودن رویه‌ها و ناپیدا بودن اتفاقات پشت صحنه است، اگر یک گروه سیاسی بتواند این خواسته را برآورده کند قلب بسیاری از هواداران غیروابسته به گروه‌های موجود را فتح خواهد کرد. «شهر دیگر» تا اینجای کار اما جز اطلاعات کلی از خود نداده است. سوالات زیادی پیش روی این گروه است. اول اینکه گروه تصمیم‌گیری چه کسانی هستند؟ روند تصمیم‌گیری چیست؟ لیست چطور بسته شده است؟ آدم‌های در لیست چه ارتباطی با گروه «شهر دیگر» دارند؟ چطور و با چه مکانیزمی پاسخگو هستند؟ ارتباط این گروه به فرض که نماینده‌ای از آن در شورای شهر حضور می‌داشت با دیگر گروه‌های حاضر در شوار چه می‌بود؟ من از آدم‌های متفاوت و بعضا ناهمگون در مواضع سیاسی از «شهر دیگر» شنیدم این آدمها چطور و بر سر چه مسائلی با هم به توافق رسیده‌اند؟ اینکه ایده‌های آرمانی و کلی خوبی در مورد شهر داشته باشیم لزوما منجر به نقش‌آفرینی موثر و مثبت نخواهد شد

چهارم: مشارکت همه با همه در بستری نامعلوم

بیانیه انتخاباتی دوم این گروه بیانیه‌ای مبهم، کلی‌گو و در نهایت بی‌معنی است. از این سوال بزرگ که این بیانیه‌ها چطور و توسط چه کسانی نوشته شده است که بگذریم، دعوتی ملایم و مبهم برای مشارکت همه در این بیانیه دیده می‌شود. سوال این است که مشارکت چه کسی با چه کسی؟ مثلا من به متن‌های سیاستی و نحوه تبلیغ و ترویج این گروه ایرادات فراوانی دارم با چه کسی باید مشارکت کنم؟ مشارکت افراد با یک سایت یا یک اکانت توئیتر چقدر موجه و حتی ممکن است؟ آیا این گروه همان انتظاری را از هواداران خود دارد »که مثلا احزاب اصلاح‌طلب دارند؟ «ما را بپیذیرید ما خیر شما را می‌خواهیم

منتشر کردن لیستی کلی از مخارج مشکل شفافیت را حل نمی‌کند، این گروه اگر در پی جذب حداکثری و بازیگری فعال در عرصه سیاسی است باید منش خود را در ارتباط با مخاطبان خود تغییر دهد، اینکه آدمها در توئیتر در ۱۴۰ کاراکتر بنویسند که شهر دیگر به نظرشان چطور شهری است نه مشارکت است نه حتی جذاب. اینکه برای شورای شهر تهران لیست بدهی و هم‌زمان از مشکلات امنیتی برای آشکار کردن سازوکارها و افراد بگویی تناقضی است که بیشتر بهانه به نظر می‌آید تا دلیلی محکمه‌پسند. نمی‌شود از وه‌های سیاسی دیگر مثل شورای عالی سیاست‌گذاری طلب شفافیت حداکثری کرد و خود را در هاله‌ای از ابهام نگه داشت.

و در نهایت اینکه در بافت اجتماعی-سیاسی فرایندهای جریان اصلی و در قدرت ممکن است حتی در گروه‌های مستقل خود را بازتولید کنند، برای داشتن شهری دیگر نیاز است که ما هم مردمانی دیگر باشیم و خود را به ساختارهای دیگر عادت دهیم و برای آن تلاش کنیم، با واقع‌بینی و با در نظر گرفتن اینکه اشتباه و افت و خیز در این مسیر عادی و اجتنبا‌ناپذیر است و پذیرفتنی به شرط آنکه افق اصلی را فراموش نکنیم

 

Advertisements