فرزندآوری ارزان، «فرزند پروری» گران؛ قسمت اول: تابستانه

بدست Nafiseh

این تابستان پسرم کلاس اول دبستان را تمام کرد و از اول خرداد تعطیل بود. سال گذشته تابستان را پیش من نبود، تمام سه ماه را رفت سفر و بخش عمده‌ای را هم با پدرش گذراند اما امسال باید برای تابستان فکری می‌کردم. خرداد ماه به تعطیلات و تحقیقات گذشت. چیزهایی که می‌نویسم حاصل تحقیقات این مدت است تا یک برنامه نسبتا مناسب برای تابستان پیدا کنم. مطمئنا من نه همه برنامه‌های تابستانی را دیدم و نه همه را دقیق ارزیابی کردم نه معیارهای من به عنوان یک مادر با همه والدین دیگر مشابه است اما مدتی است به این موضوع فکر می‌کنم تبلیغات فرزندآوری عموما بخش «فرزند پروری» را نادیده می‌گیرد. گذشته از قوانین نامناسب و حمایت‌های حداقلی از حقوق کودک، هزینه پرورش و بزرگ کردن یک کودک اگر بخواهی آنچه را که لازم است یاد بگیرد و در معرض چیزهایی که علاقمند است باشد، بسیار گران و خارج از عهده بسیاری از خانواده‌هاست. من شخصا باید از بسیاری از هزینه‌های دیگر بزنم تا مثلا بتوانم یک برنامه تابستانی مناسب برای بچه تدارک ببینم. در این قسمت که نام آن را#تابستانه گذاشته‌ام در مورد برنامه‌های مختلف تابستانی نوشتم و این که در نهایت کدام را انتخاب کردم اول باید بنویسم که چه چیزهایی برای شخص من مهم بود:

 

Summer

اول:فضا تک جنسیتی نباشد

 برای اولین بار برای نه ماه پسرم در محیطی کاملا تک جنسیتی بود، همه پسر و اکثر کادر مدرسه مرد. من تاثیرات این محیط تک جنسیتی را بر رفتار و حتی نحوه حرف زدن او می‌دیدم و می‌بینم. محیط مدرسه و هم‌کلاسی‌های بزرگتر که در سرویس یا زنگ تفریح با آنها معاشرت داشت تاثیر محسوسی بر درک او از دنیای اطراف به عنوان یک «مرد آینده» داشتند. با وجود همه خوبی‌های مدرسه و معلم نازنینی که یک سال تحصیلی با ما بود، تاکید داشتم که برای سه ماه تابستان مدرسه را انتخاب نکنم چون دوباره همان محیط تک جنسیتی با همان کادر آموزشی تکرار می‌شد. البته به این ترتیب بخشی دیگر از برنامه‌های تابستانی هم حذف شدند، مثلا مدرسه‌های ورزشی یا پکیج‌های دیگر تابستانی مشابه.

هزینه: هزینه برنامه‌های مدرسه و یکی دو پکیج مشابه که مربوط به سازمان‌های فرهنگی-هنری بود برای پنج روز در هفته از صبح تا دو بعد از ظهر از دو میلیون و نیم شروع می‌شد و تا پنج میلیون تومان برای حدود دو ماه و نیم. بدون هزینه رفت و برگشت

دوم: هرچیزی غیر از درس و ورزش حرفه‌ای

بعضی از برنامه‌هایی که برای تابستان دیدم برنامه‌های درسی تزئين شده بودند، «استعدادیابی‌»های درسی، کلاس‌های خلاقیت، آمادگی برای آزمون‌های مختلف که هیچ‌کدام خاصیتی ندارند جز اینکه به بچه‌ها اضطراب آموختن بیشتر از اندازه برای برنده شدن بدهند. اما ورزش چرا نه؟ اول اینکه دوره‌های ورزشی همگی دوره‌های تک‌جنسیتی بود و  به محیط‌های تک‌جنسیتی ورزشی اطمینان ندارم و دوم اینکه یکی دو تایی که دیدم بسیار مبتنی بر همان اصل برنده شدن در یک رقابت بود. ترجیح دادم میزان فعالیت جسمی را خودم با دویدن و بازی کردن و پیاده‌روی در پارک و دوچرخه‌سواری تامین کنم و دوره‌های ورزشی را بی‌خیال شوم

هزینه: کلاس‌های متفاوت، هزینه‌های متفاوتی داشتند، چون اصلا دنبال این سبک کلاس نبودم خیلی جدی پیگیری نکردم ولی مدرسه‌های فوتبال مثلا حدود دو میلیون بدون سرویس هزینه‌ داشتند.

سوم: فضای آموزش و محتوای آن مرتبط ومانوس با زندگی روزمره باشد

ما یک خانواده تک والدی طبقه متوسط در تهران هستیم، زندگی روزمره ما هیچ ویژگی خاص یا لاکچری عجیبی ندارد، از غذا خوردن تا حرف زدن و رفت و آمد کردن.  تابستان اگر دنبالش باشید پر از برنامه‌های یکی دو روز در هفته یکی دو ساعته برای کودکان و نوجوانان است، انواع مهارت‌ها و دانش‌ها از یوگا و چاکرا و موفقیت یک دقیقه‌ای تا نجاری و آشپزی و باغبانی و …همه فضاهای رنگی و لوکس و زیبا و لبخند و دو زبانه و سه‌زبانه و کلی مثال از آن طرف آبها که خارجی‌ها چه می‌کنند و چه نمی‌کنند. این فضاها را نمی‌پسندم به چند دلیل اول اینکه طراحی شده برای خانواده‌هایی هستند که حداقل یکی از والدین بیکار باشد و بتواند بچه را دو ساعت ببرد و بیاورد، دوم با فضای زندگی روزمره –حداقل برای ما- نامانوسند، خود من در آن فضا کاملا معذب بودم، از تئوری کلی حاکم بر این فضاها گریزانم، اینکه ما با دیگران «متفاوتیم» و ما «باحال‌های» شهر هستیم و در نهایت اینکه به نسبت زمان و نوع مهارت عموما کلاس‌های گرانی هستند.

هزینه: مدل‌های مختلفی از این تیپ کلاس‌ها دیدم. از هفته‌ای دو ساعت و شش هفته ۴۵۰ هزارتومن برای نقاشی تا هفته‌ای دو روز و هر روز ۳ ساعت برای نجاری هشت هفته ۹۰۰ هزارتومن. یک کارگاه خانگی نقاشی مدرن هم دیدم که دو ساعت در هفته بود و ۳۰۰ هزارتومن برای شش هفته. کارگاه بازی لگو هم بود در یک مجموعه بازی کودکان که برای یک روز در هفته از صبح تا ظهر یک میلیون و نیم قیمت داشت.

چهارم: جذابیت-امکان‌پذیری

کلاس‌های خوبی هم بودند –مثلا کلاس‌های کانون- که هزینه پایینی داشتند و زمان‌بندی بسیار بد. ساعت‌های متنوع و کم و پراکنده در طول هفته. کارگاه‌های داستان‌خوانی و نقاشی و اینها که به نظر خوب بودند ولی آنها هم زمان‌بندی‌های کوتاه و پراکنده‌ای داشتند. برای من ثبت‌نام در این کلاس‌ها تقریبا غیرممکن بود. چون لازم بود که یک یا دو روز کلا کار و زندگی را رها کنم و مسئولیت رفت و آمد پسرم را قبول کنم و بقیه هفته هم بچه عملا برنامه خاصی نداشت.

هزینه فاکتور مهم دیگری بود که بعضی کلاس‌ها و پکیج ها را غیرممکن می‌کرد، هرچند در نهایت ناچار شدم هزینه نسبتا زیادی را متقبل شوم اما امکان‌پذیری بیشتری داشتند. مثلا هفتگی برنامه‌ریزی شده بودند و ناهار و میان‌وعده هم داشتند.

در نهایت

پسرم دوست داشت در کلاس‌های مدرسه ثبت‌نام کند، دوستانش آنجا بودند و معلم‌ها و فضای مدرسه آشنا بود. چند جای دیگر را با هم دیدیم. نهایت هم من و هم خودش از برنامه «راهیابی مکتب تهران» خوشمان امد. هزینه؟ بسیار زیاد! حدود چهار میلیون تومن برای هشت هفته. اما این برنامه خوبی‌هایی داشت که زیر بار هزینه رفتم و ثبت‌نامش کردم.

اول:  فضای محیطی خیلی خوبی داشت، حیاط مکتب تهران که کافه هم هست و پارک نزدیک که بخشی از کلاس‌ها آنجا برگزار می‌شود.

دوم: دوره هر روز یک هنری را به بچه‌ها معرفی و با آنها تمرین می‌کنند. شنبه‌ها هنرهای تجسمی، یکشنبه‌ها موسیقی، دوشنبه‌ها داستان‌نویسی، سه‌شنبه‌های تئاتر عروسکی و چهارشنبه‌ها تئاتر.

سوم: پسرم چند هم‌کلاسی دختر دارد که با آنها دوست هم شده و رابطه خوبی دارند

چهارم: برخوردش با هنر (که در قالب آموزش رسمی مدرسه و رسانه هرگز برخوردی با آن ندارد) خیلی خوب و از روش درستی است. کاری که انجام دادنش برای من سخت بود، بعد از این دوره یا یکی از این رشته‌ها را ادامه خواهد داد یا دست‌کم اگر هیچ‌کدام را هم نخواهد با آنها آشناست.

پنجم: ناهار و میان‌وعده را در مکتب می‌خورد

ششم: چون مکتب به محل کارم نزدیک است رفت و آمد برایم ساده‌تر است، هرچند به هرحال پیچیدگی‌هایی دارد

هفتم: بچه‌ها یک مسئول دوره دارند که از لحظه ورود تا تمام شدن دوره و تحویل دادن با آنهاست

 هشتم و آخر اینکه محیط بسیار امن و شاد است و اگر آخر روز دیرتر برسم و یا صبح ‌ها زودتر بچه را تحویل بدهم مشکلی نیست.

«فرزندپروری» از «فرزندآوری» مهم‌تر، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر است اما ظاهرا  برخوردار کردن کودکان از مراقبت‌ها و حمایت‌ها و آموزش‌هایی که حق اوست  دغدغه هیچ قانون و قانون‌گذاری نیست، درباره آن برنامه مدونی وجود ندارد و کسی به آن اهمیت نمی‌دهد. در همه برنامه‌های افزایش جمعیت جای خالی کیفیت زندگی برای کودکان به دنیا آمده خالیست. برنامه تابستانی برای میلیون‌ها کودکی که سه یا در واقع چهار ماه از سال را تعطیل هستند قاعدتا نباید اینقدر پرهزینه و اینقدر بی در و پیکر باشد.

هر زمانی که برای پسرم دنبال مهدکودک و مدرسه و کلاس‌های تابستانی می‌گشتم احساس می‌کردم در جنگل تاریکی کورمال کورمال راه می‌روم که هیچ قاعده و قانونی ندارد مگر هرچه پول بیشتر بدهی آش بیشتری می‌خوری اما نه حتی لزوما آش خوشمزه‌تر و باکیفیت‌تری.

 

Advertisements